الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

13

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

حدود هشتاد سال عمر او بوده است . آن قرينه اين است كه ابن شهر آشوب در صفحهء 12 جلد 1 مناقب مىنويسد روايتى را كه از سيد مرتضى علم الهدى نقل مىكنم از فتال است كه او و پدرش هر دو از آن بزرگوار شنيده و نقل كرده‌اند و با توجه به اين كه وفات سيد مرتضى بدون هيچ اختلافى در 436 هجرى بوده است ، نبايد سن فتال در آن هنگام كمتر از ده يازده سال بوده باشد و بعيد است در كمتر از اين سن و سال ، هر چند به عنوان همراهى پدر و به اصطلاح مستمع آزاد ، به محضر درس سيد مرتضى راه يافته باشد . « 1 » فتال از درس شيخ طوسى و پسرش هم بهره‌مند شده است ، و چون ابن شهر آشوب متولد 489 هجرى است و فتال را از استادان بزرگ خود شمرده است لا بد تا سالهاى نخست قرن ششم ، مثلا تا حدود 505 ، مقيم عراق بوده و سپس به خراسان كوچ كرده و مقيم نيشابور شده است . در بارهء چگونگى كشته شدن فتال و سبب آن در كتب تذكره و رجال توضيحى داده نشده است ولى در همهء كتابهاى رجال شيعه در اين باره تصريح شده است كه به دست شهاب الاسلام ، برادر زاده يا خويشاوند نزديك نظام الملك ، كشته شده است و لقب شهيد در بسيارى از منابع براى او آمده است . شيخ منتجب الدين در تاريخ رى « 2 » و ابن حجر در لسان الميزان تاريخ كشته شدن فتال را 508 هجرى نقل كرده‌اند . كسى كه فرمان به قتل او داده ، شهاب الاسلام عبد الرزاق است كه از او به رئيس نيشابور تعبير شده است . اين شخص به تصريح ابو الحسن على بن زيد بيهقى در تاريخ بيهق « 3 » برادرزادهء نظام الملك و پسر فقيه اجل ابو القاسم عبد الله است . بيهقى او را با عنوان امام وزير آورده است . ناصر الدين منشى كرمانى هم در صفحهء 58 كتاب نسائم الاسحار او را برادرزادهء نظام الملك مىداند و مىگويد با آنكه از علماى دينى بود به فرمان سنجر از مدرسه و محراب به سرير وزارت منتقل شد و همهء زهد و پرهيزش به صفات نكوهيده و كردارهاى ناپسند مبدل شد . بندارى اصفهانى در زبدة النصرة و نخبة العصره مىگويد : پس از كشته شدن فخر الملك در 23 ذى حجهء 811 به دست قايماز كج كلاه غلام سنجر ، برادرزادهء نظام الملك ، شهاب الاسلام عبد الدوام به وزارت رسيد . هم خشم داشت و هم بخشش و در هفدهم محرم سال 515 در سرخس بمرد . « 4 » غياث الدين خواند مير هم در دستور الوزرا مىنويسد : « با وجود آنكه در سلك علماى اعلام انتظام داشت چون بر مسند وزارت نشست بخار غرور و پندار به كاخ دماغ او

--> ( 1 ) . فتال در مجلس ششم روضة در بارهء مطلبى مىگويد : « قال الشيخ الامام السيد » ، كه ظاهرا سيد مرتضى است . ( 2 ) . به نقل از صفحهء 101 مقدمهء مرحوم ربانى شيرازى در جلد اول بحار ، چاپ دار الكتب - الاسلاميه . ( 3 ) . تاريخ بيهق ، چاپ مرحوم احمد بهمنيار ، ص 75 . ( 4 ) . تاريخ سلسلهء سلجوقى ، ترجمهء آقاى محمد حسين جليلى ، ص 321 ، چاپ بنياد فرهنگ .